![]() |
![]() |
|
| فیزیک برای فیزیک دوستان |
|
گروهي از فيزيكدانان چيني و ايتاليائي ادعا مي كنند كه در سال 2003 ذراتي از ماده تاريك نامرئي را در اعماق كوهستاني در ايتاليا رديابي كردند.
روز چهار شنبه گذشته اين گروه از دانشمندان نتايج آزمايشات چهار ساله خود را اعلام كردند. اين دانشمندان ادعا كردند كه در سال 2003 ماده تاريك را مشاهده كردند ولي برخي دانشمندان ديگر بر اين باور بودند كه نتيجه به دست آمده در آن زمان ناشي از اشكالاتي در آمار و محاسبات بود. اما اكنون شواهد محكم تر هستند. فرانسيس هالزن ، فيزيكدان ذرات كيهاني از دانشگاه ويسكانسين آمريكا بعد از شركت در جلسه مربوط به اين كشف مي گويد" ما تقريبا مطمئنيم كه اين "سيگنال" يك حادثه آماري نيست. اين سيگنال نشان دهنده صورت ديگري از ماده است". ستاره شناسان بر اين باورند كه كهكشان ما غرق در ذرات ماده تاريك است. اين ماده نامرئي حدود نود درصد ماده كيهان را تشكيل مي دهد. تا بحال ، وجود ماده تاريك در فضا فقط با كشش نيروي جاذبه آن بر روي ستاره ها و كهكشانهاي عادي تعيين مي شد. اين گروه از دانشمندان طي آزمايشات خود با نگاه دقيقتري ذرات ماده تاريك كه به زمين اصابت مي كنند را دنبال كردند. اين تحقيقات در يك آزمايشگاه كه 1.4 كيلومتر زير زمين و درون كوهستان گران ساسو ايتاليا قرار دارد انجام شدند. دانشمندان مزبور پرتوهائي از نور را درون يك آشكارگر يديد پتاسيم جستجو مي كنند. اكثر اين نورها از " سر و صداي" پس زمينه از قبيل نوترونهاي عادي فعاليتهاي راديواكتيو صخره هاي اطراف ناشي مي شوند. اما بعضي از آنها هم ممكن است از ذرات ماده تاريك باشند كه در اين صورت دانشمندان انتظار دارند كه تغييرات فصلي را در اين سيگنالها مشاهده كنند زيرا سرعت زمين در كهكشان راه شيري بسته به مسيرحركتش تغيير مي كند. اين فرضيه پيش بيني مي كند كه زمين در ماه ژوئن بيشتر در معرض اصابت ذرات ماده تاريك است و اين ميزان در ماه دسامبر كمتر مي شود. اين گروه از دانشمندان طي آزمايشات هفت ساله خود و با استفاده از اشكار گر ده كيلومتري دقيقا همين موضوع را گزارش كردند.اما نتايج به دست آمده با شك و ترديد زياد مواجه شد زيرا هيچكدام از تحقيقات وآزمايشات ديگر نتيجه مشابه نداشته بود. بنابراين ، اين گروه تحقيقات خود را با استفاده از يك آشكارگر بزرگتر 250 كيلومتري آغاز كردند كه همان افزايش و كاهش در ماه ژوئن و دسامبر را نشان مي داد. اين گروه ادعا مي كند كه نتيجه جديد بسيار چشم گير است زيرا نواساني كه آنها مشاهده مي كنند بسيار نادر است و حتي نمي توان آن را به تاثير سيتماتيك مانند تغييرات فصلي در دماي آزمايشگاه زيز زميني آنها نسبت داد. هالزن و برخي از دانشمنداني كه در مورد اين تحقيقات ترديد نشان مي دهند اعتقاد دارند كه هنوز بايد تحقيقاتي بيشتري انجام داد تا كاملا مطمئن شد كه اين ماده تاريك اسرار آميز است يا خير. آنها بر اين عقيده هستند كه پديده ماده تاريك بسيار مهم است و مي بايد توجه خاصي به تحقيقات در مورد آن داشت نقل از سي پي اچ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 15:18 توسط سایمون |
|
غول قرمز
غول سرخ یک ستاره بزرگ و درخشان است که در مرحله دوم عمرش به سر میبرد همجوشی هستهای در لایه بیرونی مرکز این ستاره اتفاق میافتد. هسته این ستارگان بسیار فشرده از جنس هلیوم است و دمای سطح آنها پایین میباشد حدود ۵۰۰۰ درجه سانتی گراد. چگونگی عملکردیک ستاره بعد از چند میلیارد سال برای واکنشهای همجوشی هستهای هیدروژن کافی در هسته اش ندارد.در عوض هلیومهای باقیمانده از واکنشهای قبلی در هسته ستاره مانده، در لایه های بیرونی ستاره هنوز مقداری هیدروژن موجود است ولی به مقدار کافی گرم نیستند تا در واکنش هستهای شرکت کنند. بنابراین به دلیل عدم سوخت ستاره شروع به سرد شدن و کوچک شدن میکند لایههای بیرونی ستاره بر اثر جاذبه به سمت هسته کشیده میشوند و همین طور گرم تر میشوند بخش بیرونی ستاره به قدر کافی گرم میشوند تافرایند همجوشی هستهای را شروع کند ستاره منبع انرژی جدیدی مییابد سپس پوسته ستاره شروع به سوختن میکند و گرمای تولید شده باعث منبسط شدن ستاره میشود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:32 توسط سایمون |
|
|
مايكل فارادی (۲۲ سپتامبر، ۱۷۹۱م - ۲۵ اوت، ۱۸۶۷م) دانشمندی (فیزیکدان و شیمیدان ) انگلیسی که با زمینههای الکترومغناطیس و الکتروشیمی مرتبط بود و چراغ بونزن را ابداع کرد.
تمامی جهان اذعان دارند که مايكل فارادی یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بوده است. برخی از تاریخدانهای علم او را به عنوان بزرگترین تجربهگر در تاریخ علم میدانند. تبدیل شدن الکتریسیته به عنوان یک منبع انرژی حیاتی نیز بیشتر به علت تلاشهای او است. زندگیمايكل فارادی در نزدیکی الفنت و کستل، لندن به دنیا آمد. خانواده وی فقیر بودند و او مجبور بود که خودش درس بخواند. در چهارده سالگی او کارآموز یک صحافی و فروشگاه کتاب شد و در مدت هفت سال کارآموزیش کتابهای زیادی خواند که این امر علاقهاش را به علم زیاد کرد. در بیست سالگی او در سخنرانیهای دانشمند سرشناس هامفری داوی، رئیس انجمن رویال، شرکت کرد و به مباحث وی علاقهمند شد. پس از اینکه او نمونهای از نوشتههایش را به داوی ارسال کرد، داوری فارادی را به عنوان دستیارش استخدام کرد. در آن دوران فارادی فرد متشخصی شناخته نمیشد و گفته میشود که همسر داوی با او برخورد خوبی نداشت. به هر حال طولی نکشید که فارادی از داوی پیش افتاد. کار علمیبزرگترین کار وی با الکتریسیته بود. در سال ۱۸۲۱م، کمی بعد از اینکه شیمیدان دانمارکی، هانس کریستن اورستد، الکترومغناطیس را کشف کرد، داوی و ویلیام هید ولاستون سعی کردند تا یک موتور الکتریکی را طراحی کنند، اما نتوانستند. فارادی پس از صحبت با این دو نفر، تصمیم به ساخت دو وسیله برای تولید آنچه که او گردش الکترومغناطیسی (یک حرکت چرخشی پیوسته ناشی از نیروی مغناطیسی اطراف یک سیم) مینامید، گرفت. اگر یک سیم غوطهور در یک ظرف جیوه با یک آهنربا که در وسط آن قرار داده شده، با الکتریسیته تولید شده توسط یک باتری شیمیایی شارژ میشد، در اطراف آهنربا میچرخید. این آزمایشها و ابداعات پایههای فناوری الکترومغناطیسی پیشرفته کنونی را ساختند. فارادی طی یک اقدام نابخردانه بدون اینکه از والستون و داوی بخاطر دینش نسبت به آنها، قدردانی کند نتایج آزمایشاتش را منتشر کرد و منازعه حاصل باعث شد که فارادی از تحقیقات الکترومغناطیسی برای سالها کنار بکشد. ده سال بعد در سال ۱۸۳۱م او سری بزرگ آزمایشاتش را که در آن به کشف القای الکترومغناطیسی نایل شد، آغاز کرد. او فهمید که اگر یک آهنربا را از وسط یک حلقه سیمی عبور دهد، یک جریان الکتریکی در سیم ایجاد میشود. دلایل او نشان داد که جریان الکتریکی مغناطیسم را ایجاد کرده است. سپس فارادی از این اصول برای ساخت دینامو، شکل قدیمی ژنراتورهای توان پیشرفته الکتریکی، استفاده کرد. فارادی بیان داشت که نیروهای الکترومغناطیسی در فضای خالی اطراف هادی وجود دارد، اما او کارش را بر روی این پروژه تکمیل نکرد. تجسم آزمایشی فارادی از خطوط شار نشأت گرفته از بدنه بارها، برای بار اول بصورت ریاضی توسط قانون القای فارادی (که بعدا جزو معادلات ماکسول شد) مدل شد که در تعمیم کلی تکمیل شده و به عنوان تئوری میدان شناخته شده است. فارادی بصورت تفننی به شیمی نیز پرداخت و مواد شیمیایی نظیر بنزن را کشف و سیستم اعداد اکسیداسیون و میعان گازها را ابداع کرد. او همچنین قانون الکترولیز را کشف کرده و الفاظی نظیر آند، کاتد، الکترود و یون را عمومی ساخت. در سال ۱۸۴۵م او آنچه را که اکنون اثر فارادی مینامیم و پدیدهای را که او دیامغناطیسم نامید، کشف کرد. سطح پلاریزاسیون نوری که بصورت خطی قطبی شده و از میان یک محیط مادی منتشر شده را میتوان توسط بکار گیری یک میدان مغناطیسی خارجی که در جهت انتشار تنظیم شده، چرخاند. او در دفترچهاش نوشت که من در نهایت در توصیف یک منحنی مغناطیسی یا خطوط نیرو و در مغناطیس کردن یک شعاع از نور موفق شدم. این نشان داد که نیروی مغناطیسی و نور به هم مرتبط هستند. در کار روی الکتریسیته ساکن، فارادی نشان داد که بار تنها بر روی سطح خارجی یک هادی باردار قرار میگیرد و بار روی سطح خارجی هیچ اثری روی چیزی که داخل هادی قرار دارد، نمیگذارد. این اثر حفاظتی در آنچه که ما به عنوان قفس فارادی میشناسیم بکار رفته است. موارد متفرقهاو یک سری سخنرانی موفق راجع به شیمی و فیزیک شعلهها در انستیتوی رویال ارائه داد که بنام تاریخ طبیعی شمع بود. این سخنرانیها، مبدأ سخنرانیهای کریسمس برای جوانان بود که هنوز هم همه ساله در آن مکان ارائه میشود. فارادی در طراحی آزمایشات معروف بود، اما فاقد تعلیم خوب ریاضیات بود. او آنقدر کم توقع و سخاوتمند شناخته میشد که مقام ریاست انجمن رویال (مقام پیشین داوی) را منحل کرد. واحد خازن، فاراد پس از او نام گذاری شده است و تصویر او روی اسکناس ۲۰ پوندی انگلیس چاپ شد. فارادی متأهل بود اما فرزندی نداشت. حامی و مشاور او جان مدجک فولر بود که کرسی استادی فولرین شیمی را در موسسه رویال ایجاد کرد. فارادی اولین و معروفترین فرد دارنده این مقام بود که تا آخر عمرش برای این مقام انتخاب شد. او در منزلش در همپتون کورت در ۲۵ اوت ۱۸۶۷ میلادی درگذشت. نقل قولهاهیچ چیز آنقدر عجیب نیست که درست نباشد. کار. اتمام. انتشار.، نصیحت معروف او به ویلیام کروکس جوان. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:28 توسط سایمون |
|
شفق قطبیشَفَق یا سُرخی قُطبی یکی از پدیدههای جوی کرۀ زمین است. نیروهای لورنتس که موجب انحراف مسیر الکترونها در میدانهای مغناطیسی میشود در بسیاری از پدیدههای طبیعی تجلی مییابند و فقط با یاری گرفتن از این نیروها توضیح آنها ممکن است. یکی از تماشاییترین و با شکوهترین پدیدهها از این نوع شفق قطبی است، که مشخصه عرضهای جغرافیایی بالا , نزدیکیهای شمال یا جنوب مدار قطبی است. پدیده شگفت آور و زیبایی که در طول شب قطبی طولانی در آسمان دیده میشود. آسمان تابان میشود و نقشهایی با رنگها و شکلهای گوناگون دیده میشود. گاهی دارای شکل کمان یکنواخت، ساکن یا تپنده است و گاهی عبارت است از شمار زیادی پرتو با طول موجهای متفاوت، که مانند پردهها و نوارها بازی میکنند و پیچ و تاب میخورند. رنگ تابانی از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاکستری تغییر میکند. طبیعت و منشا شفقهای قطبی زمان درازی به کلی پوشیده مانده بود. تا اینکه به تازگی برای این راز توضیح رضایت بخشی پیدا شد. بلندی سرخیهای قطبیپیش از همه، دانشمندان موفق شدند بلندی را که سرخیهای قطبی پديدار میدارند، تعیین کنند. به این منظور از یک تابانی از دو نقطه به فاصله چند ده کیلومتر از یکدیگر عکس گرفتند. به کمک چنین عکسهایی ثابت کردند که سرخیهای قطبی در بلندی ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتری بالای زمین (بیشتر اوقات در بلندی ۱۰۰ کیلومتر) پديدار میشوند. به این ترتیب دریافتند که سرخیهای قطبی تابانی گازهای رقیق موجود در هوای زمین هستند، که تا اندازهای به تابانی در لامپهای تخلیه گاز همانند میباشند. دوره تناوب ظهور شفقهای قطبی رابطه جالب بین شفقهای قطبی و پدیدههای دیگر روشن است. شفقهای قطبی با دورههای متفاوت مشاهده میشوند. اختلاف دورههای شفق قطبی بعضی اوقات به چندین سال میرسد. مشاهدات چندین ساله آشکار ساختهاند که دورههای زیادی بیشینه شفقهای قطبی به طور مرتب در ۱۱٫۵ سال تکرار میشوند. در طول این مدت، شماره شفقهای قطبی نخست سال به سال کاهش مییابد و سپس شروع میکند به زیاد شدن تا مقدار آن در ۱۱٫۵ سال از نو به بیشینه میرسد. برگرفته از ویکیپدیا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 21:10 توسط سایمون |
|
عدد ماخکه
برگرفته از ویکیپدیا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:49 توسط سایمون |
|
|
یه نکته ی جالب از آینه ها اگه اول دبیرستانی هستید وتو حفظ شش حالت آینه ی مقعر مشکل دارید پیشنهاد می کنم مطلب زیر رو بخونید... اول بگم برا اين كه اين چيزايي كه مي گم رو خوب متوجه بشيد واسه خودتون شكل آينه ي مقعر رو بكشيد و شماره هايي رو كه ميگم روش مشخص كنيد.
فاصله ي كانوني(ناحيه ي بين آينه تا كانون): 1 روي كانون: 2 فاصله ي بين كانون تا مركز آينه : 3 روي مركز : 4 خارج از مركز (كمي دورتر از مركز): 5 بي نهايت : 6 پشت آينه :7 حالا هميشه جمع بين محل جسم و تصويرش برابر 8 مي شود مثلا مي خوايم ببينيم وقتي جسم در فاصله ي كانوني(ناحيه ي شماره يك) باشه تصويرش كجاي آينه تشكيل ميشه ؟ مي گيم هشت منهاي يك ميشه هفت پس تصوير بايد در ناحيه ي هفت(پشت آينه) تشكيل بشه. جالب بود .نه؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:42 توسط سایمون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|
|
<-PostContent->
+
نوشته شده در <-PostDate-> <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->
|
| |||||